داوود صمدى آملى

64

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

بگويد : اگر زن و مرد نامحرم با هم باشند اشكالى ندارد يا اگر زنها چادر از سر دربياورند و به مانتو اكتفا كنند هم خوب است . عزيزان من ! اين گونه اعمال بازى كردن با ناموس خداست ، چراكه اجتماع يكپارچه ناموس خداست . مگر نه اين است كه مردم بايد شبانه روز ساخته شوند و خود را براى ورود به عوالم ديگر آماده كنند . اولين سؤالى كه در اينجا مطرح است اين است كه چه كسى بايد علم النواميس را بياورد ؟ آيا اين شخص مىتواند كسى باشد كه در ابتداى امر ، ندانسته يك سرى قوانينى را جعل كند و بعد با آزمايش كردن آن در بين مردم به صحت و سقم آن علم حاصل كند ؟ ! مطمئنا چنين كسى سزاوار جعل قوانين نيست . و لذا جعل قوانين مستأثر حقيقت نظام هستى است و جز حق متعال هيچ موجودى توان چنين كارى را ندارد . خداوند متعال براى تمام شئون زندگى مردم دستور العمل صادر نموده است ، تا جائى كه حتى براى دفع فضولاتشان نيز دستور العمل دارد ، مثلا فرموده براى ورود به مستراح ، بر سرتان كلاه بگذاريد ، يا با پاى چپ داخل و با پاى راست خارج شويد ، معلوم مىشود حتى راه رفتن و دستشويى رفتن مردم هم ناموس خداست و اين ناموس بايد براساس يك علم و حقيقتى اداره شود و لذا آخوندهاى قديم ما طبيب بودند ، رياضىدان بودند ، هيوى بودند . به نظر شما الان چرا مردم موفق نمىشوند به حرفهاى منبر من و شما عمل كنند ؟ اين براى آن است كه مردم پزشكى نمىدانند ، به امور معاشرتشان آشنايى ندارند و لذا حضرت آقا تأكيد مىكردند و مىفرمودند : در منبرها حتما مسائل پزشكى اعم از نحوهء خوراك و خواب و غير آن را به مردم بگوييد تا مردم بدانند بايد چطور غذا بخورند ، چطور بخوابند ، چطور استحمام كنند ، چطور بچه‌دار شوند و چطور فرزند شير بدهند و بچه‌دارى كنند ؛ اين وظيفه پيغمبر و